خرید بک لینک
۱. گشت ارشاد نه تنها مسئله ی ماست و نه مهمترین مسأله ی ما.این فقط یکی از ده ها تیشه ایست که جمهوری اسلامی دارد به ریشه ی «سرمایه ی اجتماعی» خودش میزند.و بالطبع خیلی از آنچه خواهم گفت نیز، مخصوص گشت ارشاد نیست و عام تر است.۲. آیا اعلام مخالفت با گشت ارشاد، «همصدایی با دشمن» است ؟کشور ما، چه مردم و جامعه، چه نظام سیاسی و نهادهای حاکمیتی، بدون خطا و بدون مشکل نیست. خب، دشمن برای عیبجویی و نفرت پراکنی و سیاهنمایی دست روی آن مشکلات میگذارد. اما اگر به بهانه ی "همصدایی با دشمن" ما دهان دوستان را نیز ببندیم که درمورد آن مشکلات سخنی نگویند و شرایط را گل و بلبل و بدون عیب وانمود کنیم حاصلی جز باقی ماندن و تعمیق مشکلات ندارد.۳. من هفده سال در تهران زیسته م، در مناطق مرکزی شهر، خیابان انقلاب، آزادی، و خود دانشگاه تهران. تا حالا هیچوقت ون های کذای گشت را ندیده ام. و درعوض تا بخواهید خانمهای "بدون حجاب شرعی" دیده ام که اکثریت مطلق عابران مونث را تشکیل میدهند. و بنظر نمیرسد از چیزی درمورد نحوه پوششان بترسند.اما فیلمهای برخورد نامناسب گشت را دیده ام و بنظرم فارغ از بود و نبود واقعی گشت، صِرفِ وجود و انتشار همان فیلمها هم کافیست که لازم باشد درمورد نکاتی که عرض میکنم، تامل کنیم.باید هزینه ها و فایده های گشت ارشاد را سنجید.۴. در مورد اولین و مهمترین هزینه اش: نابودکردنِ سرمایه ی اجتماعی نظام، من با #جان_رالز موافقم که آنچه شهروندان را به نظام سیاسی خوشبین و دلگرم میسازد، آن است که احساس کنند نظام سیاسی همه شان را به یک چشم نگریسته و همه ی آنها را محترم و ارزشمند میشمرد و هدفی را که در زندگی میجویند برسمیت میشناسد و آنها را به شهروندان درجه یک و درجه تقسیم نمیکند که به برخی درجات، حقوق شهرو

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 4:28

زیر عکس مراسم عزاداری سنتی خیابانی و زنان تماشاگر، مینویسند "زنها همیشه در مراسم مذهبی منفعل بو ه اند"بگذریم که با یک نما، یک عکس، از یک مراسم مثلا ، چقدر میتوان لایه های پنهان آن مراسم را درک کرد..یا درباره ی اندیشه و شخصیت و ته دل ِ آدمهای موجود در آن مراسم و آن عکس نظر داد.بله.در مراسم عزاداری سنتی، خانمها نقشی ندارند.همان مراسمهایی که خیابان را برایش قرق میکنند..همان که اگر فیلم هوایی اش را ببینی مسحور حرکات هماهنگ و زیبایی جابجایی منظم رنگهاش میشوی..همان که وقتی توی خانه ات نشسته ای، صدایش را میشنوی که نزدیک میشود، و دقایقی بعد دور میشودهمان که هرچقدر هم تو عالم خودت باشی و "هیاتی نباشی" ، یادت می اندازد خبری در عالم شده...همان که تجسم "باز این چه شورش است.." ِ محتشم است...همان که هویت شیعه ی ایرانی را ساخته و حفظ کردهبله، مداح و سینه زن و زنجیرزن و نوازندگان طبل و سنج و شیپور و تدارکاتچی و.... همه و همه از مردان هستنداما آیا این یک نقیصه ایست برای این مراسم زیبا و باشکوه و هویتساز؟آیا خانمهایی که به تماشای این مراسم میروند، خود را منفعل و درجه دوم میدانند؟من بشخصه، این مدل مراسم را ترجیح میدهم.(خاصه از نوع شهرستانی، مخصوصا شهرهای جنوبی تر، که ریشه دارتر هستند)و اگر مداحش دری وری نخواند و از اشعار متناسب این برنامه (اشعار آشنا و معقول)و اگر شامل خرافات و تحریفاتی مثل نمایش بر و بازو بنام بلند کردن علم و... نشود،این مراسمها را (با آن شروط) ترجیح میدهم به نشستن در چهاردیواری مسجد و حسینیهچهاردیواری هایی که درونش و روضه ی مکشوف خواندهاید و زنها و مردها "بطور برابر!" شیون میکنند و غش میکنند!اما آنطرف دیوارهایش جز ماشینهای پارک شده، خبری نیست..* * *اما گذشته از آن خاصیت اجت

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 4:28

صفحه بندی